X
تبلیغات
استرالیا - ویکتوریا - ملبورن
به دومین سالگرد ورودم به استرالیا چند روز بیشتر باقی نمونده.  این دو سال خیلی زود گذشت و شرایط متفاوتی رو هم تو این مدت تجربه کردم. همونطور که در پستی با موضوع "یک سال گذشت" که پارسال همین روزها نوشتم اشاره کردم برای اکثریت قریب به اتفاق مهاجران دو سه ماه اول خیلی خوش میگذره و به قولی هنوز مونده تا بگن : "وای که چه حالی  دارم هوای دیارو دارم". اما بعد از این دو سه ماه وارد فاز   Homesick میشن و یاد خونه میفتن البته ممکنه افراد مختلف در زمان های مختلف وارد این فاز بشن ولی حتما میشن من افرادی  رو دیدم که این اتفاق براشون افتاده که اصلا فکرشو نمیکردم البته خود من هم مستثنی نبودم. این مرحله هم رد میشه و اگر دووم بیارید و از این کارزار سربلند بیرون بیاین یه قدم مهم در مهاجرت برداشتین.

موضوع دیگه اینه که بعد از یکی دو ماه فکر میکنید محیط اطراف رو شناختید و با فرهنگ مردم آشنایی کاملی پیدا کردید و در یک کلام تونستین خودتونو با کشور جدید وفق بدین. اما بعد شش ماه تازه میفهمید اون موقع چیز زیادی دستگیرتون نشده بوده .بعد از یک سال همین وضع رو نسبت به شش ماه قبل دارید و بعد از دوسال همین وضع رو نسبت به یک سال قبل و فطعا هر سال این روند ادامه داره و شناخت یک کشور با تمام آداب و رسوم و فرهنگش کار شیش ماه و یک سال و دو سال نیست و مثل یک دریا بی انتهاست. خود من خیلی علاقمند و مشتاق به یادگیری و شناسایی محیط و فرهنگ اطراف هستم و از روز اول ورود از هر منبع و رویدادو رسانه ای برای آشنایی با تاریخ و فرهنگ و رسوم و ... اسنرالیا استفاده کردم ولی هنوز به نکات جدیدی بر خورد میکنم.این رو هم اضافه کنم در هر مقطع زمانی احساس میکنید شناختتون نسبت به محیط جدید کامل شده اما خودتون دو ماه بعد به نتیجه عکس میرسید و این ادامه داره.

در مورد خود ملبورن هم باید بگم شاید اگه الان برگردم به دوسال قبل سیدنی رو انتخاب کنم اونم به یه سری دلایل شخصی و احساسی  اما از فکر مهاجرت به سیدنی برای همیشه صرف نظر کردم و در ملبورن ماندگار خواهم شد.چون هر فرد مهاجر به اون شهری که اول پا میذاره احساس وابستگی میکنه و از نظر من مهاجرت مجدد کار سخت تری از مهاجرت اولیه هست .

اینم توصیف من از ملبورن بعد از دوسال:
شهری وسیع و آروم طوری که سخته باور کنید این شهر چهار میلیون جمعیت داره حتی این آرامش در نقط پر جمعیت و پر ترافیک هم دیده میشه .آب و هوای ملبورن هم که خیلی متغیره و این نیاز به گفتن نداره ولی با این وجود هوای دلچسبی داره. از اونجایی که ملبورن یه شهر ساحلی به حساب میاد دارای بیچ های متعددی برای تفریحات و ورزشهای آبی هست. مردم ورزش دوستی داره و به ورزش اهمیت بسیاری میدن . دیوانه وار عاشق ورزش فوتبال استرالیایی یا همون فوتی هستن و از شانزده تیم لیگ نه تیم برای شهر ملبورن هست.به سوارکاری هم علاقه و تعصب خاصی دارند تا جایی که روز ملبورن کاپ که اتفاقا همین امروز هست تعطیل رسمیه و زنها و مردها با لباس های تمام رسمی در کنار مسابقه اسب سواری یک شوی مد و فشن رو بوجود میارن و تمام ملبورن نفس هاشون رو برای این روز در سینه حبس میکنن. مسابقات تنیس استرالیا اپن که  جزو چهار گرند اسلم مهم دنیا میباشد و همچنین مسابقات فرمول وان از لیگ جهانی هر ساله در ملبورن برگزار میشه.از بحث ورزش که بگذریم دانشگاههای بسیار معتبری در ملبورن قرار دارند و یک شهر دانشگاهی هم به حساب میاد.با وجود چینی ها و هندی های زیاد در ملبورن اما در مقایسه با سیدنی استرالیایی های بیشتری ساکن ملبورن هستند و تعداد زیادی از محله ها بافت کاملا استرالیایی داره و چینی ها محدود به دو سه محله میشوند.محله های شرقی و شمال شرقی بر محله های غربی و جنوب غربی و جنوب شرقی  ارجحیت داره و فقط محله های مجاور ساحل که حتی در مناطق جنوب غربی و جنوب شرقی هستن از این قاعده مستثنی هستند.بهترین منطقه های  ملبورن از نظر من ساوت یارا و تورک هستن که شباهت بسیاری هم سمت نیاوران تهران  دارن منظور درختای چنار قدیمی کوچه های سر بالایی و سر پایینی و از هم جالب تر خانه های دیوار دار درست مثل تهران چون اینجا خونه ها خیلی اپن هستن و در و پیکر خاصی ندارن البته من فقط به خاطر شباهت به تهران اینو عرض نکردم خونه های  حتی ده میلیون دلاری هم در این دو منطقه وجود داره.از جاهای تفریحی که در نزدیکی ملبورن قرار داره دندینانگ مانتین و مورنینگتون پنینچلا بسیار دیدنی هستن و در فاصله دورتر جاده بزرگ اقیانوسی قرار داره.مطلب نوشتنی از ملبورن زیاده ولی خب دیگه الان خسته شدم اگر سوالی بود در کامنت ها جوابش رو همین جا میدم و مدتی به مرخصی وبلاگی میرم برای چند ماه.

با آرزوی آرزو های شما
سربلند و برقرار باشید.
آرش


+ نوشته شده توسط آرش در Tue 4 Nov 2008 و ساعت |